خرید بک لینک

سال عجیبی بود امسال...

پارسال همین موقعها، تازه خونه خریده بودیم

شدیدا مشغول اسباب کشی، جمع کردن و کارتون زدن و ...

اواخر اسفند، اسباب کشی کردیم و ضرب العجل با کمک دو روزه زن داداش، همه چیز رو مرتب چیدیم. 

اما انگار این خونه، خونه ی اقامت نبود! 

چند روز بعدش به علت رسیدن ماه رمضون و شروع تعطیلات رفتیم شهر همسر. و این سفر دقیقا تا عید فطر طول کشید چون همسر برای منبر شبهای قدر دعوت شد و دیگه تا آخر همونجا موندیم. ( حالا دیگه جزییات خیلی دقیق یادم نیست) ؛ از سفر که اومدیم و یکم خستگی در کردیم، درست روز تولد یکسالگی دخترم، اولین مهمونی خونه خودمون رو برگزار کردیم

برچسب: نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: دوشنبه 20 فروردين 1403 ساعت: 14:45

صفحه بندی