و می سوزیم و می سوزیم... - تاریخ: 1399/9/13 ساعت: 8:36
وقتی همه هستند، اما او که باید نیست - تاریخ: 1399/3/19 ساعت: 1:36
وقتی کسی گم گشته ای را در سفر دارددائم دلش با بی قراری دردسر دارد مشغول هر کاری که باشد باز ممکن نیستیک لحظه از چشم انتظاری دست بردارد ناخوش که باشی بدتر از هر درد , حیرانی ستوقتی نمی دانی چ
دعوتنامه _ مطلب رمز دارد. - تاریخ: 1399/3/19 ساعت: 1:36
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
خودتو ازم نگیر... - تاریخ: 1399/3/19 ساعت: 1:36
همه چیز از اونجا شروع شد که مادرم و برادرم تصمیم گرفتن برن کربلا... مرداد ۹۴ بودتازه کنکور داده بودم و نمیدونم چرا منو توی محاسباتشون برای این سفر، راه ندادن. فقط میدونم که دلم شکست...دلم شکست و از ت
خواهرانه 3 - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:43
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
خواهرانه 4 - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:43
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
وسط هیئت نشستم و.... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:43
امسال از بیچارگی من بود که نتونستم برم هیئت درست حسابی...امشب، شب تاسوعا، شب سوممه...رفتیم هیئت نزدیک خونهو من دارم دیوانه میشم از فضاشدوست دارم پاشم برم بیرون...روضه خون روضه ی سنگیییینی می خونه که ب
اون لحظه چی میشه دقیقا؟!!! - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:43
این رو حتما قصد داشتم بهتون بگم که: روز عاشورا از بهترین اعمالش، مقتل خوانیه...من امسال برای اولین بار به لطف خدا مقتل لهوف رو دست گرفتم از همون اول شروع کردم به خوندن. خیلی نکات جال
قهرمان زندگی - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:43
سلامخیلی دلم می خواست بنویسم...ولی نمی دونستم از کجا شروع کنم...خوندن یک متن ایده ی این نوشته رو به من داد: قهرمان, زندگی, من...خود خود خودم هستمچرا؟چون که بارها و بارها تو زندگی,به خودم امید دادمچون همی
آخه از الاااننن؟ - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:43
روزانه 86 بار و نصفی به خودم میگم «وبلاگ نویسی برای تو اولویت نیست» خیلی منطقی می پذیرمش بعدم قرار می کنم دیگه ننویسم، اما بعدُ خمسة دقائق فقط(با لهجه غلیظ عربی الاصل خوانده شود)، مغزم یه ایده برای نو
میاد خاطراتم جلوی چشام... من اون خستگی تو راهو میخوام - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:43
تا صبح همین امروزدر تب و تاب بودم... و حالا که فهمیدم زائرم، می نویسم: اربعین بازی نکنیم! سال اول که میرفتیم زیارت، بند بند وجودمون رو متصل به ارباب می دیدیم، و وابسته...این درک وابستگی چه برکت ها که
آمدم، بیا، منتظرم... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:43
بهش میگن اباعبدالله... یعنی هر چی بیشتر عبد بشی بیشتر برات پدری می کنه... صلی الله علیک یا اباعبدالله
خواهرانه، چندمیه؟ - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:43
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
مطلع حسین(ع) و مقصد، نراه قریبا..... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:43
یه توفیق اجباری بود، یه نرمش قهرمانانه، اینکه محکم تصمیم گرفتم دیگه اینجا ننویسمو این رو با تمام قلبم پذیرفتمکه وظیفه جدید زندگی برای من اینه...وقتی همسرم با دلیل بهم گفت که دیگه دوست نداره تو فضای عم
صرفا جهت نشر شادی... - تاریخ: 1398/2/2 ساعت: 22:00
قطار تهران اندیمشک...از واگن خودمون شروع کردم دونه دونه کوپه ها رو سر زدن...کوپه اول واگن چهاردر زدم و دیدم به بهههه....!هشت نه نفر از کادر اردو دور هم جمعن و میگن و میخندنیه سلام گررررم کشدار و هماهن
پویش موثرترین وبلاگها - تاریخ: 1398/2/2 ساعت: 22:00
سلامناظر به دعوت جناب «ن.ا» در وبلاگ «نون و القلم و ما یسطرون» که طرح بسیار جالبی را کلید زدند و دوستان دیگری که بنده رو دعوت کردند، بسم الله...همین ابتدا عرض کنم تعداد وبلاگهایی که بنده میخونم نسبتا
در پناه حرم... - تاریخ: 1398/2/2 ساعت: 22:00
هیچ ندارم که به نامت کنمآمده ام تا که سلامت کنم...آقا سلامسلام آقاسلام آقای خوبی....خوشبختی یعنیبری دیدن امام رضاخوشبختی همینه همین...حس بودن کنار مولا....*برای مخاطب:سلامسال نوتون مبارکدعاگو هستم ولی
منو واسه ی چی لازم داری؟ - تاریخ: 1398/2/2 ساعت: 22:00
توفیقی شد امشب یادم افتاد شب جمعه است، یه صوت و دیدم چقدررر دلتنگم...دلمو فرستادم پیش آقا... یاد اون لحظه ی آخر، وداع جانگدازم، اربعین امسال، کربلا شلوغ بودقرار بود نماز مغرب و عشا رو بخونیم و زود بری
محبت - تاریخ: 1398/2/2 ساعت: 22:00
مسافت زیادی رو پیاده رفته بودتا مدینه...پاهاش تاول زده بود.خونی بود.رفته بود امام زمانش رو ببینه...امامِ باقر رو.وقتی رسید به حضرت فرمود: هیچی باعث نشده من اینهمه راه رو پیاده تا اینجا بیام، جز محبتم
یک بازه ی زمانیِ موقت - تاریخ: 1398/2/2 ساعت: 22:00
سلام عیدتون مبارکمدتی روشاید تا آخر ماه رمضانشاید هم کمترنیاز دارم به اینکه دور و برم رو خلوت کنم.جاهایی که میتونم رو...مثلا وبلاگ.با اینکه اینجا خیلی هم شلوغ نیستولی دلم میخواد اگه قراره مدتی نباشم،

برچسب‌های مرتبط

پیش نویس یک نامه اداری | عبدالله بن حسن | عبدالله بن حسن آل الشيخ | عبدالله بن حسن العبدالقادر | عبدالله بن حسن (ع) | عبدالله بن حسن القعود | همچون این شهید فراوان داریم | سلام ای هلال محرم | سلام ای هلال محرم میثم مطیعی | سلام ای هلال محرم دانلود