عید رمضان و حال و احوال
-
تاریخ: 1402/1/11 ساعت: 23:47
یک ۱ دقیقه و ۵۸ ثانیه تا اذان مونده. نرگس رو آروم میذارم پایین و میرم آشپزخونه یکم آب میریزم تو لیوان. جرعه آخر رو که قورت میدم، صدای الله اکبر اذان بلند میشه. به فکر فرو میرم که چطور تا همین یک ثانیه پیش میتونستم همه چیز بخورم ولی حالا ، حتی یه ذره غذا اگه توی دهنم باشه باید دربیارم. حتی یه جرعه ...
یا علی از تو مدد
-
تاریخ: 1401/12/22 ساعت: 16:17
تنها با یه بچه کوچیک و مریض شدنی که از نرگس گرفتم، مشغول کاریم و امروز روز آخریه که تو این خونه هستیم ، ان شاالله البته تنهای تنها نه مادرم هست که با نرگس بازی کنه. و ظرفهای غذامون رو از سر لطف، بشوره پدرم هست که تو خونمون درها رو رنگ آمیزی کنه و قوت قلب همسرم باشه و امید و خدا و ایمان... شکرخدا بو...
من نیستم!
-
تاریخ: 1401/12/2 ساعت: 14:07
اومدم خبر بدم که نیستم! کجام؟ مشغول اسباب کشی... با همکاری یه دختر فینگیلی داره تمرین ایستادن و راه رفتن میکنه و عشق کاغذ و کتابه. دیگه خودتون تصور کنید چی میشه:) وقتایی که خوابه ظرفها رو جمع میکنم، وقت بیداریش آشپزی و کارهای روزمره خونه. ولی یه چیزی رو الان با یقین میتونم بگم، با همه بی برنامگی ...
ذوق زدگانیم :))
-
تاریخ: 1401/11/13 ساعت: 17:38
چند سال پیش، اوایل ازدواجمون، مدتی برای یه طرحی ، خونه یکی از اساتید همسر بودیم... استادمون بود ولی لطف کرده بود و یکی از اتاقهای خونه اش رو، که توی خیاط بود، به ما داده بود تا بتونیم طرح رو با خیال راحت بگذرونیم... قم بود، از اون خونههای قدیمی بامزه... ۲۰ روز کنارشون زندگی کردیم! چه دورااان شیرینی...
فاطمیه، فرصت تحویل حال من ( خاطره طور)
-
تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 19:28
دلش میخواست بریم هیئت ولی چون خیلی دیر اومده بود، با اینکه من گفتم اگه نرگس خواب نبود منم میام؛ دلش نیومد بیدارمون کنه؛ نرفت... اگه قبل از رشد حالام بود، وقتی پیشنهاد هییت شب رو میداد؛ یا به خودش یا تو دلم غر میزدم که: تو اصلا هستی؟!! صبح رفتی، ۲ اومدی، ناهار خوردی، ۳ رفتی ۹ اومدی! بعد با چه رویی ب...
نیوشا و ...
-
تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 19:28
هر جا ویزیت رایگان طب سنتی و زبان شناسی ببینم، مظنون میشم که نکنه کلکی درکاره... برداشتن یه دوره نمیدونم چند روزه برگزار کردن برای یه عده، زبان شناسی رو فقط برای فروش محصولاتشون. بعد هر چی تو زبون طرف ببینن، چند برابر مبالغه میکنن و میترسونن و ... که بعدش طرف بخاطر استرسش هم که شده سریع دمنوشهاشون ر...
وقایع اتفاقیه :)
-
تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 19:28
دلم برای پست گذاشتن تنگ شده راستش! بذارین یکم از این روزهام بگم... چند وقته که کلاس ۴ شنبهها، شده پاشنه آشیل حفظ روحیهام :) خیلی خوشحالم که تصمیم گرفتم تحت هر شرایطی این یه کار رو برای خودم انجام بدم و واقعا بهش پایبند باشم... نفس دیدن بچهها کلی خوبه برام، دیگه خود استاد به کنار این دفعه یه چهله ب...
این قسمت: کربلای من!
-
تاریخ: 1401/7/10 ساعت: 9:11
سه شنبه ظهر بچه واکسن زده بود، عصرش همسرم گفت: بنظرت به فلانی بگیم بیاد خونمون قبل کربلا ببینیمشون؟ یه نگاه به خونه کردم، یه نگاه به ساعت. دیدم بچه استامینوفن خورده، خوابه، خونه هم تقریبا تمیزه. گفتم بگو بیان. ۴ شنبه، روز آخری بود که خونه بودیم، ۵ شنبه بنا بود بریم خونه مامان و جمعه ان شاالله همس...
سمت دیگهی کربلای من
-
تاریخ: 1401/7/10 ساعت: 9:11
تا جایی که من فهمیدم، دین اسلام، دین حسرت خوردن و غصه خوردن و نشستن نیست. اینکه بشینی بگی واای من چقدر بدبخت و بیسعادتم که نرفتم کربلا و حالت بد باشه و حوصله اطرافیانت رو نداشته باشی چرا چون دلتنگی، اون چیزی نیست که خدا و اهل بیت ازمون میخوان. بنظر من شیعه باید جاری و سیال باشه. اینکه مولاعلی میف...
حوصله شرح قصه نیست
-
تاریخ: 1401/7/10 ساعت: 9:11
خیلی مقاومت کردم، تا از حال و هوای این روزها، چیزی ننویسم. توان و گنجایش بحث رو ندارم دیگه. از اینهمه نفرت و دعوا، فراریام از اینکه رابطهام با آدمها خراب میشه از اینکه خیلی بیشتر از قبل، تو خیابون، یه عدهای من رو ، مسبب هر ناکامی تو زندگیشون بدونن؛ حالم بده... حتی با اینکه میدونم بعضی از رفیقام که...
در وادی عشاق تو ما را گذری هست؟!
-
تاریخ: 1401/3/11 ساعت: 10:16
بسم رب الزهراءسلام...شاعر میگه:من اگر برخیزم،تو اگر برخیزی،همه برمی خیزندمن اگر بنشینم تو اگر بنشینی،چه کسی برخیزد؟**اینجا سعی میکنم چیزی بنویسم که برای دیگران مفیده، از روزنوشت ها تا خاطرات و دغدغه ها... گاهی هم برای گفتگو و یا به نتیجه رسیدن، مطلبی رو منتشر میکنم. اگر براتون مفیده بمونید و بخونید....
همسایه ها یاری کنید!
-
تاریخ: 1401/3/11 ساعت: 10:16
پاسخ: سلام عزیزم، ممنون برای تبریک و نظرتچند روز پیش دوستم یه مطلب ساده پست کرده بود، چندباری خوندم متوجه نشدم چی میگه، براش نوشتم این هم از عوارض بعد زایمانه؟! :) حالا الان هم واقعا بخشی از مطلبت رو نفهمیدم با اینکه قبلا برام ساده بود. حالا مونده تا خون به مغزم برگرده :) این تیکه آخر که درباره لیست...
سکوت هم چیز خوبیه!
-
تاریخ: 1401/3/11 ساعت: 10:16
«پس اگه جای من بودی چیکار میکردی؟!» نگید! این جمله رو نگید! وقتی یکی داره از درد خودش میناله، اینکه بیای بهش ثابت کنی من ازتو بدبخت ترم، یا فلانی و فلونی صد برابر تو مشکل کشیدن، پس اونا چی بگن، هییییچ دردی رو از اون آدم دوا نمیکنه که هیچ، حالش رو بدتر هم میکنه... احساس ناتوانی و بی کفایتی بهش میده...
روزمره ها
-
تاریخ: 1401/2/2 ساعت: 3:45
روزمره,های استراحت مطلق: ___1️⃣ نگران نباش!توی مادر، توی همسر، از خدای خالق رببرای بنده هاش، مهربون تر نیستی....۰۰/۱۲/۱۳____ 2️⃣ از امشب به مدت دو روز، پدرم و مادرم و برادرم میخوان بیان اینجاامیدوارم بابام چیزی نگه که همسرم رو برنجونه یا کاری نکنه که اون بخواد برنجه...ای کاش بعضی از کارهای مادرش ر
همین چند روز پیش
-
تاریخ: 1401/2/2 ساعت: 3:45
یه بنده خدایی در نزدیکان ما بود که هیچ کسی از زبانش و بعضی رفتارهاش در امان نبود. همه خودمون رو تسلی میدادیم که آره دیگه اخلاقشه دیگه... ذاتشه... غیر قابل تغییره... خودمون رو آروم میکردیم تا کمتر برنجیم و آزرده خاطر باشیم. هی به هم آرامش میدادیم که: ولش کن، اونکه عوض نمیشه، بسپار به
گاه تنها یک نفر هم یار دین باشد، بس است
-
تاریخ: 1401/2/2 ساعت: 3:45
نوجوون که بودم، وقتی قصههای فضائل انبیا و اولیاء رو میشنیدم و چیزهای شبه معجزه که براشون رخ داده بوده ، حسادت میکردم. مثلا همین قضیه ارسال خوراکی از بهشت برای حضرت مریم یا مثلا اینکه ۴ زن بهشتی سر زایمان حضرت خدیجه(س) حاضر شدن... بچه بودم، جاهل بودم! یا شاید هم درست حسابی برای ما تعری
اربعین داغ حرم را به دلم... می ماند؟
-
تاریخ: 1399/9/13 ساعت: 8:36
«میاد خاطراتم جلو چشماممن اون خستگی تو راه رو میخوام» از اونجا که ما رو خدا بدون جشن عروسی دلش میخواستاز آنجا که خدا برای ما نخواست هزینه و خرج و مشکلات عروسی رواز اونجا که شب قدر با التماس و تضرع بعد
دلهم را میشناسید؟
-
تاریخ: 1399/9/13 ساعت: 8:36
مختار را که دیده اید، بارها و بارها... دلهم ، همسر زهیر بن قین، شوهرش را، از مرتبه یک مذهبی معمولی که سرش گرم تجارت حلال بوده و زندگی و خانواده اش، با عاقبتی نامعلوم، تامقام مستشهدین بین یدیه بالا برد... تا مقام کسانی که درود خداوند واهل بیت پیامبر، الی الابد نثار آنهاست.
دلم میخواد این حرفها رو به همه برسونم
-
تاریخ: 1399/9/13 ساعت: 8:36
همه آدم ها، مجموعه ای صفات خوب و صفات منفی هستن. مجموعه ای از کارهای درست و کارهای اشتباه. با درصدهای متفاوت. هیچ انسانی نیست که صد درصد مثبت باشه (بجز معصومین که همون ۱۴ تا بودن و تمام) و هیچ انسانی
خیلی حسین زحمت ما را.....
-
تاریخ: 1399/9/13 ساعت: 8:36
کوثر، هم سن و سال خودم بود... خونه شون دور بود از مسیر اصلی، تازه به مسیر فرات هم که ما میرفتیم دور بود، برای همین مهموناشون کم بود.انقدری شوق داشت، انقدری خوشحااال بود از اینکه ما رفتیم خونشون، که ح