خرید بک لینک

زیارت

به ورودی شهر کربلا که رسیدیم،نزدیک اذان مغرب بود
از همون ابتداش،مردم ایستاده بودن که زوار خسته از راه رو ببرن خونه شون...
دم غروب چه حااالی بود اول کربلا،خدا میدونه...
دو سه نفر گفتن مبیت، توجهی نکردیم و جلو رفتیم...

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا اسدیان تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 0:32

صفحه بندی